دانایی و فردیت

مكتب فرانكفورت تاریخچه‌ای به قرار زیر دارد. شكل‌گیری‌اش بر بستر افكار و درخشش‌های چشمگیر سخن والتر بنیامین است. بویژه در زمینه‌ی شناخت مدرنیته و پرداختن به چگونگی شهرش (پاریس) و شاعرش (شارل بودلر). پس از او بایستی از نبوغ تئودور و. آدورنو گفت. آنهم در زمینه‌ی زیبایی شناسی، تاویل متون، همنوایی با تحولات موسیقی، بازشناسی دیالكتیك سلبی و دفاع از پدیده‌ی نااینهمانی Nichtidentisch. آنگاه به ماكس هوركهایمر بایستی اشاره شود كه مكتب فرانكفورت مدیون صاحبقدمی، مدیریت و عقل‌گرایی‌اش است. اویی كه در آغاز كار و در پژوهش‌های اجتماعی اولیه در پی حل بحران‌ ماركسیسم بود.

بدین ترتیب نسل اول با این عناصر اصلی و تعدادی همكار برجسته دیگر، در نیمه اول قرن بیست، هم و غم خود را بر سر نقد ‌ایدئولوژی‌ها (به ویژه سنجش مدعای ماركسیسم روسی) گذاشت. ‌ایدئولوژی كه به صورت آموزه دولتی اتحاد شوروی درآمده و به توجیه اعمال نفوذ حاكمیت و افراد وابسته‌اش، همچون طبقه‌ای نوخاسته و تازه به قدرت رسیده، مشغول بود. این نكته را البته بایستی‌یادآور شد كه عناصر اولیه مكتب فرانكفورت، در سده‌ی لعنتی توتالیتاریسم‌های گوناگون، ستم دیده و قربانیان بلاواسطه‌ی‌ خودكامگی هیتلری بودند. ایشان در این ارتباط به مسائل اقتدار گرایی و به علل روانی بسیج توده‌های مجذوب رهبر به اصطلاح جاذب نیز پرداخته‌‌اند.

نسل دوم، در دوران جنگ سرد و شروع نیمه دوم قرن بیست، از جمله با پشتكار و اشراف نظری‌یورگن‌هابرماس در بازیابی حقیقت همراه است. حقیقتی كه از دیدگاه وی بر فرازی ارتباط نگرش‌ها و جدل‌هایشان و در بستر رودررویی خردمندانه شكل می‌گیرد. از او گذشته، در این نسل، بایستی از ‌اندیشه ورزی كارل اتو آپل نامبرد كه دور از هیاهو و به صورتی متداوم در زمینه اثبات آخرین استدلال‌های عقلانی و گسترش دستاوردهای خرد ارتباطی پیشگام بوده است.

نسل سوم و عنصری چون آكسل هونت، در پی دو نسل پیشكسوت می‌‌آید. او پژوهش‌های نظری و ابتكارات فكری دو نسل قبل را در فرایند بازبینی و تامل مداوم و نیز با تلاش حل مسائل اجتماعی پی می‌گیرد. آنهم در دو دهه‌ی پایانی قرن بیست و این سال‌های آغازین هزاره سوم مسیحی.

Document-page-001 (1)

کتاب در دست چاپ دانایی و فردیت

از سرگذشت مهدی استعدادی شاد از جمله میتوان گفت که وی متولد تهران به سال ۱۹۵۸ (۱۳۳۷خورشیدی) است. همانجا به مدرسه رفته و سرانجام از هنرستان شماره­‌ی  چهار در رشتۀ ماشین افزار دیپلم گرفته است. از ۱۹۸۰ برای تحصیل به آلمان آمده، در شهر گیسن دیپلم کالج گرفته و سپس در برلن غربی در رشتۀ ماشین سازی مهندس شده است. آنگاه در دانشگاه آزاد برلن و در دانشگاه گوته فرانکفورت به تحصیل دررشته‌های  مورد علاقه ­اش فلسفه و ادبیات پرداخته است. در رابطه با زبانهای آلمانی و فارسی دارای مدرک رسمی ترجمه از استان زارلند آلمان است. شعر و رساله ­های چندی را به زبان های یادشده برگردانده و در مطبوعات منتشر ساخته است. در کنار درس، آموزش و کار، با مطالعه و نوشتن زندگی کرده و در این راستا اثرهای چندی در زمینۀ ادبیات و نقد ادبی انتشار داده است

سیاهه‌ی متن و تالیفات مهدی استعدادی شاد به قرار زیر است:

رُمان:
بدون شرح- شرح حال نسل خاکستری، نشر البرز، آلمان، ۲۰۰۱
هتل تهران، نشر البرز، آلمان،۲۰۰۲
برگه ­هایی از مردمنامه (بخش هایی) در نشریه زمانه، نروژ،

یادنگاره:
در جستجوی تو، چاپ باران سوئد، بهار ۱۳۷۸
ایران، ای بی وفا در فکرتم اینجا، ۲۰۱۴، اچ اند اس مدیا لندن

پژوهش:
درستایش تبعید، نشر باران، سوئد، ۲۰۰۵
عشق در فلسفه، عرفان و ادبیات، نشر البرز، آلمان، ۲۰۱۳
نگاهی به میراث روح الله خمینی، نشر البرز، آلمان ،۲۰۱۲

مجموعه جُستار:
ماجرای فروشد جهان، انتشارات نوید ،زاربروکن آلمان ۱۳۶۸
جُستار، گفتار و افکار، نکته هایی درباره ادبیات و سیاست، چاپ هانوور- آلمان، بهار ۱۳۶۹
نامه­هایی به دوست، نشر آرش، سوئد،۲۰۰۷
قدرت و روشنفکران، نشر باران، سوئد، ۲۰۰۲
شاعران و پاسخ زمانه، نشر باران، سوئد،۲۰۰۱
ما و قهقرا، نشرباران، سوئد، ۱۹۹۴
ایران،سرزمینی دلربا و فریبا،۲۰۱۴،اچ اند اس مدیا لندن
ایران، دیار شگفتی­ها، ۲۰۱۵، اچ اند اس مدیا، لندن
جاذبه نوزایش، از دانته تا فروغ، آلمان ۲۰۱۶

ترجمه:
مردان وحشت، هانس ماگنوس انسنزبرگز، اینترنت،

Document-page-001

در همه شهرهای دنیا زنی است. مجموعه شعر در دست چاپ

19905165_1924704561085033_1227873269874456846_nدر همه شهرهای دنیا زنی هست سومین مجموعه شعر نیلوفر شیدمهر به فارسی است. کتابهای پیشین او در باغ تبعید و دونیلوفر: قبل و بعد از مهاجرت نام دارند. این مجموعه شامل بخشی از سروده های نیلوفر بین سال های۲۰۱۶ تا ۲۰۱۱ است که دغدغه های وی درباره ی دل مشغولی ها، چالش ها و آرزوهای زنان ایرانی ساکن ایران و خارج از کشور را بازتاب می دهند.

دکتر نیلوفر شیدمهر مدرس دانشگاه سایمون فریزر و نویسنده و شاعر مقیم ونکوورکانادا است. از او تاکنون چهار کتاب شعر به زبان های فارسی و انگلیسی و همچنین سروده ها، داستان ها و جستارهای متعددی در وبگاه های فارسی و مجله های ادبی کانادایی منتشر شده است. شیدمهر و علی آذرنگ (علیرضا جباری) مترجمان رمان آبی ترین چشم اثر تونی موریسون به فارسی هستند (تهران: نشر ویستار،۱۹۹۷). دکتر شیدمهر نویسنده ی مهمان کتابخانه ی ۲۰۱۶-۲۰۱۵ در کتابخانه ی مرکزی شهر ریجاینا بود و نویسنده ی مهمان سال ۲۰۱۷ در شهر ریچموند است. وی در نوشته هایش به زنان و جنبش زنان ایران و همچنین به دشواره هایی چون مهاجرت، تبعید و نابجایی می پردازد.

زهر خند کتاب در دست چاپ

20046535_314240289035827_5383686887472135397_nم.افق (مارک هیل) متولد ۱۳۴۰ تهران،در سال ۱۹۸۹ به تبعید واداشته شده و هم اکنون در لندن زندگی می کند، تا بحال ۱۵ رمان و چندین نمایشنامه به هر دو زبان فارسی و انگلیسی به رشته تحریر در آورده است .
این کتاب شامل دو نمایشنامه به نامهای «در جدال با خاموشی» و «باز پروری» میباشد. نام نمایشنامه ی «در جدال با خاموشی» از یکی از شعرهای شاعر بزرگ زنده یاد احمد شاملو به عاریت گرفته شده و به بیان تعدادی (من مطمئن نیستم) این شعر بمثابه ی وصیت نامه ی او نیز تلقی می شود. در این نمایشنامه به موضوعات مختلفی که اغلب حول و حوش اعتراضات و تظاهرات سال ۱۳۸۸ اتفاق افتاده اشاره می شود.من سعی کرده ام که نمایی کلی از وضعیت جامعه و اقشار مختلف از شاعر و دانشجو گرفته تا فقیر و معتاد و قربانیان و حتی کمدینی در خارج از کشور را به تصویر کشم.
در نمایشنامه ی دوم «باز پروری» سعی کرده ام که به زندگی تعدادی که به عنوان بزهکار و خلافکار و یا افرادی با ناراحتی های روانی شناخته می شوند بپردازم. افرادی که مثلا قرار است مورد باز پروری و اصلاح قرار گیرند و دوباره به جامعه بازگردند. البته تا جایی که من می دانم چیزی به نام بازپروری در کشورمان وجود ندارد و اگر هم موجود باشد شکلی نمایشی دارد. اصلا با وجود احکام ضالمانه ای چون اعدام و نقص عضو و شلاق و شرایط وحشتناک زندانها، عملا چیزی به عنوان بازپروری و دادن شانس دوباره به افراد خاطی و کمک به آنها برای بازگشت به زندگی نرمال وجود ندارد و تنها از خشونت سازمان یافته برای درمان هر دردی در آن جامعه استفاده می شود.
همانطور که در مقدمه ی نمایشنامه ی «باز پروری» گفته ام زبان به کار گرفته شده در این نمایشنامه ها اتو کشیده و محافظه کارانه نیست، راستش از نظر من دکور و تزئین زبان محاوره ای قشرهای خاصی از جامعه (به عنوان مثال بزهکاران) و دوری از واقعیت آنها ، روی دیگر سکه ی ترویج ابتذال و طنزهای بی محتواست.
در این نمایشنامه ها سعی شده تا بدون محافظه کاری های رایج ، خصوصا از سوی تعدادی از به اصطلاح روشنفکران، بنیادهای فکری و مذهبی در غالب طنز مورد نقد و تمسخر قرار گیرند. این بدین معنا نیست که قصد توهین به افراد مذهبی داشته باشم فرق است میان نقد یک تفکر و کسانی که آن تفکر را دنبال می کنند خصوصا که وقتی به مذهب می رسد اغلب رهروان ، آنگونه تفکر و شیوه از زندگی را بی چون و چرا و بسته بندی شده و موروثی دنبال می کنند. برادران! و خواهران! نیز باید قبول کنند که حالا در قرن 21 زندگی می کنند و دیگر هیچ عصایی دریا و اقیانوسی را از هم نمی شکافد و خداوند! هیچ باکره ای را حامله نمی کند تا پیغمبری زاده شود و از داخل هیچ چاهی امام زمانی برای کشتار و قتل عام کفار بیرون نمی آید و خوب است که بجای تورم رگها و صدور فتوای قتل منتقدان و دگر اندیشان، ظرفیت و تحمل نقد و طنز مخالفان عقیدتی خود را بالا برد.
راستش من خود را معلم اخلاق نمی دانم، اصلا اخلاق یعنی چه؟ برای من اخلاق برتر چیزی جز تلاش برای آزادی نیست

ادامه خواندن زهر خند کتاب در دست چاپ

مقدمه‌ای بر کتاب در دست چاپ آلتس لند

آلتس لند در خانه‌ای روستایی می‌گذرد.در خانه‌ای بر کرانه ی الب، در جنوب هامبورگ. خانه‌ای که از هر درز و شکافش سرما به درون نفوذ می‌کند، تبدیل به جایی می‌شود که قصه های فراوانی از آوارگی را در ذهن دارد. پس از جنگ جهانی دوم هیلده گارد فون کامکه گذارش به این خانه می رسد. زنی از اشراف پروس شرقی که حالا باید در گیلاس چینی به دیگران کمک کند و شیر و سیب برای سیر کردن شکم دخترش بدزد و در عین حال ذره‌ای از شکوه و وقار گذشته را از دست ندهد.
بعدها خانه به دخترش ورا می‌رسد . او هم در حال فرار است: از دست همسایگان،از گذشته و از خانه و باغی که از اختیارش خارج شده و دیگر نمی‌تواند چون گذشتگان اداره‌اش کند. وسر آخر خواهر زاده اش هم اضافه می‌شود که که از شهر و منطقه ی اوتنسن هامبورگ فرار کرده. آنه از مادرانی که بچه هاشان را مثل کاپ افتخار ، در زمین بازی به نمایش می گذارند، خسته شده و بعد از خیانت دوست پسرش به روستا و خاله‌اش پناه می آورد. همه ی شخصیت‌های داستان در حال فرارند. اما سؤالی که دورته هانسن را به خود مشغول کرده این است که آیا بالاخره می رسند.
آوراگی و فرار یک پدیده ی تاریخی هست و باقی خواهد ماند،اما هر نسل پاسخ خود را برای برخورد با آوارگی دارد و این پاسخ در دوران گلوبالیزه شدن اقتصاد که مردم را در سراسر دنیا پراکنده کرده، تبدیل به موضوعی مهم و حیاتی شده است. کاری که هانسن با موفقیت به آن پرداخته است. او روی همین خانه ی در حال ویرانی تمرکز می‌کند. جایی که هیچ‌گاه تبدیل به وطن نمی‌شود، ولی امکان محدودی ست «در آن نمی‌شود جوانه زد و رشد کردو ریشه دواند.» بر سر در خانه به لهجه ی مردمان همین سرزمین نوشته«خانه من است و در عین حال نیست. چون از آن کسی که بعد از من هم بیاید، خواهد بود.» ورا خود را چون خزه می‌بیند . او هست ولی ریشه ندارد. شبها ارواح قربانیان جنگ راهروی خانه را در آشغال خود دارند و فقط وقتی سپیده سر می‌زند ، ورا می‌تواند چشم بر هم بگذارد.
همین نا‌آرامی در زندگی نویسنده هم نقش دارد. هانسن در روستایی درشمال آلمان متولد شده و بزرگ می شود.در کلان شهر هامبورگ درس می‌خواند و مدتی هم همانجا به عنوان خبرنگار کار می‌کند و سپس به روستا به همان آلتس لند می گریزد. خودش یک بار در مصاحبه‌ای می‌گوید «ما مثل والدین و پدران و مادران آن‌ها جایی متولد نمی‌شویم که تا آخر همان جا بمانیم. ما این آزادی بزرگ را داریم که هر جا دلمان خواست برویم. اما به راستی کجا دلمان می‌خواهد برویم. پاسخ ساده‌ای نیست.خود او به عنوان مثال هیچ وقت اهل آلتس لند نخواهد شد. برای اینکه به راستی به بیش از یک نسل نیاز داری. شاید به همین دلیل آوارگی موضوع اصلی زندگیش است.
البته نمی‌شود آلتس لند را به همین موضوع خلاصه کرد. دید خبرنگاری هانسن باعث می‌شود که با نگاهی موشکاف به زندگی روستایی در آلمان بپردازد. در کتاب او همه جور شخصیتی می‌بینیم. خبرنگاری چون وایسورت که می‌خواهد با تجربیات کوتاه مدتش گاهنامه ای متفاوت در مورد زندگی روستایی بنویسد. دیرک زوم فلده و خانواده اش را داریم که می‌خواهند میان شیوه ی سنتی اجدادی و روش‌های مدرن در کشاورزی و زندگی پل بزنند، همسایه ی ورا، هاینریش لورس را داریم که از تغییر گریزان است و در نهایت، بچه هایش تنهایش می‌گذارند و در جایی دیگر به دنبال زندگی می روند. اینجا دورته هانسن بیشتر خبرنگاری ست که کارش را به خوبی می‌داند و این حتماً درموفقیت کتاب که یک سال پرفروش ترین کتاب آلمان بود، بی تأثیر نبوده.
می‌شود گفت آلتس لند داستان زندگی در عصری ست که هیچ چیز ثابت نیست و برخورد متفاوت ما با این تغییرات. خواندن این کتاب را به همه 14518817_1686273415034160_535274261_nی دوستان توصیه می‌کنم